يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

یسنا و سفر به شمال

1395/3/4 21:19
نویسنده : مامان مژگان
482 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمل طلا ... حال و احوال که شکر خدا خوبه ... گل مامان بعد از مدتها که تصمیم گرفته بودیم با مامانی اینا بریم شمال 

ایندفعه قسمت شد و 4 روزی با هم رفتیم شهر سواد کوه ... قلب

تو راه رفت که شما تقریبا بیشتر ماشین مامانی اینا بودی و کلی هم بهت خوش گذشته بود ...

شب که رسیدیم اونجا هم کلی با خاله فاطمه بازی کردی ...لبخند

فرداش رفتیم دریا تو شهر بابلسر که البته هوا بسیار بسیار سرد بود و نشد کنار دریا زیاد بایستیم ... بعدش هم رفتیم پارک که 

بازم چون بارونی بود نتونستی با خاله فاطمه بری و سوار اسباب بازی ها بشی ...چشمک

فرداش کلا خونه بودیم و هوا بارونی بود اما روز چهارم که می خواستیم بیایم هوا خوب شده بود و جنگل رفتیم کلی شما 

بل فاطمه شیطونی و البته بازی کردی ... ولی امان از وقتی که تو ماشین می رفتیم دیگه اصلا بند نبودی و مدام به همه چیز 

می خواستی دست بزنی و البته عقب جلو بری و شیطونی کنی ...

تو این سفر شما تقریبا 17 ماهت بود و این دومین سفر شمال شما بود و البته اولین سفر با مامانی اینا که وجود تو گل دخترم

یه صفا دیگه ای به سفرمون داد ...قلبنیشخند

بریم سراغ عکسای گل دختری ....

 

قربونت برم که اصرار داشتی از خودت سلفی بگیری ....قلب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یسنا گلی و خاله فاطمه ...ماچ

 

 

 

 

قربون نگاهت عروسکم ....

  

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی یسنا میره رو منبر نیشخند

 

 

 

 

 

 

 

یسنا و مامان و دریا ...

 


 

پسندها (3)

نظرات (3)

مامانی
15 خرداد 95 18:22
ای جانم چه سلفی هایی میگیره این دخمل بلا کشته مرده این سلفی هاشم عکساتم مثل همیشه زیباست ببوس خانوم کوچولو رو
مامان مژگان
پاسخ
ممنون عزیز دلم آره بابا ما رو کشته بود با این سلفی گرفتنش
مامانی گیتا جون
16 خرداد 95 13:16
سلام مسافر کوچولو
مامان مژگان
پاسخ
سلام خاله مهربونممنون که به یادمان بودی
مامانی گیتا جون
17 خرداد 95 9:35
ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت